شما اینجا هستید
اجتماعی » در نقد ناکارآمدی سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان خوزستان: چرا مهرداد نیکو عوض نمی شود؟!

حتا اگر تنها کاری که باید از سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان انتظار داشته باشیم، «نظارت» بر پروژه های عمرانی، نظارت بر هزینه کرد و تخصیص اعتبارات، نظارت بر امور اداری و استخدامی در سازمان های استان خوزستان باشد، در همین محدوده نیز عملکرد مهرداد نیکو عملکردی مثبت نبوده و تا به امروز ناموفق ارزیابی شده است.
این در حالی است که وظایف سازمان مدیریت و برنامه ریزی تنها موارد یاد شده نیست!
ایشان در تازه ترین اظهارات خود که به مناسبت هفته ی دولت بیان کرده است از اختصاص ۹.۷ درصد اعتبارات عمرانی استانی کشور به خوزستان در قانون بودجه سال ۱۴۰۵ خبر داد و گفته: اعتبارات عمرانی استانی خوزستان با رشد ۳۴.۷ درصدی نسبت به سال گذشته به ۱۹ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان رسیده است. وی با اشاره به اعتبارات طرح‌های ملی نیز گفته: اگرچه تعداد طرح‌های ملی کشور با ۱۲ درصد کاهش مواجه شده، اما تعداد طرح‌های ملی خوزستان از ۱۰۰ طرح به ۱۰۲ طرح افزایش یافته است.
اما در واقع، این نمایه و برنموده! تنها در کلام و گفتار به ظهور رسیده و در جذب اعتبارات، خیلی مانده تا این امور محقق شود.
در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، پرونده جذب اعتبارات در خوزستان به یکی از مهم‌ترین نشانه‌های ناکارآمدی مدیریتی در استان تبدیل شد. آنچه از دل گزارش‌های رسانه‌ای و اظهارنظرهای رسمی بیرون می‌آید، تصویر یک نظام بودجه‌ای پرنوسان و کم‌اثر است؛ نظامی که در آن، با وجود تأکیدهای مکرر بر ضرورت تسریع در هزینه‌کرد عمرانی، بخش قابل‌توجهی از منابع یا دیرهنگام به دستگاه‌ها می‌رسد یا در عمل جذب نمی‌شود.
ماجرا از جایی بازتاب رسانه ای وسیع یافت که در خرداد ۱۴۰۴، فرشاد ابراهیم‌پور، نماینده ایذه، باغملک، صیدون و دزپارت، اعلام کرد که از هشت همت تخصیص ابلاغ‌شده برای بودجه عمرانی خوزستان، تنها ۲۸ درصد جذب شده و ۵.۷۶ همت! روی میز مانده است؛ او هشدار داد که استان در آستانه ی از دست‌دادن منابع مهم عمرانی قرار دارد. این هشدار، از منظر اقتصادی، به معنای آن بود که اعتبارات مصوب، به‌جای تبدیل شدن به پروژه، اشتغال و زیرساخت، در چرخه بوروکراسی و تأخیر اداری متوقف مانده‌اند.
چرا منابع مورد نیاز خوزستان باید پس از تصویب بودجه و در قالب نامه الحاقی توسط استاندار پیگیری شود؟! چرا تا پایان شهریور هر سال، میزان جذب اعتبارات استانی، چندان شائبه برانگیز می شود که صدای همه مسوولان کوچک و بزرگ خوزستان را در می آورد؟!
اگر برنامه‌ریزی توسعه استان مبتنی بر شناخت دقیق نیازها و اولویت‌های سرمایه‌گذاری باشد، انتظار می‌رود بخش مهمی از نیازهای مالی طرح‌های اولویت‌دار پیش از تصویب بودجه، در فرآیند مذاکرات بودجه‌ای تثبیت شده باشد.
این موضوع، یکی از نقاطی است که می‌توان عملکرد سازمان را در آن مورد نقد قرار داد؛ نه به دلیل «عدم جذب»، به دلیل کافی نبودن قدرت چانه‌زنی و تأمین منابع متناسب با نیازهای توسعه‌ای استان.

آنچه این وضعیت را نگران‌کننده‌تر می‌کند، تفاوت میان «اعلام موفقیت آماری به صورت اسمی» و «تجربه میدانی توسعه» در خوزستان است. در برخی گزارش‌های رسانه‌ای، از جهش‌های آماری در جذب بودجه یا حتا رکوردشکنی سخن گفته شده، اما هم‌زمان همان گزارش‌ها به اختلاف میان داده‌های سازمان برنامه کشور و ارقام واریزی به حساب دستگاه‌های استانی نیز اشاره کرده‌اند. چنین شکافی معمولن زمانی رخ می‌دهد که اعتبار به‌موقع تخصیص نیابد، روند پرداخت به‌درستی پیش نرود، یا دستگاه‌های اجرایی توان جذب و هزینه‌کرد مؤثر را نداشته باشند.
اگر چه این ضعف تنها به مدیریت مهرداد نیکو بر نمی گردد و بسیاری از مدیران حال حاضر دیگر دستگاه ها را نیز شامل می شود، ولی یک پدیده ی کهنه در خوزستان نیز به این موضوع دامن می زند!
در سال‌های دورتر نیز مسوولان استان بارها نسبت به عدم جذب کامل منابع هشدار داده‌اند. برای نمونه، در یکی از جلسات شورای برنامه‌ریزی خوزستان، غلامرضا شریعتی، استاندار وقت، به صراحت اعلام کرده بود که برخی پروژه‌های عمرانی استان به دلیل ناتوانی در جذب اعتبارات مورد نیاز راکد مانده‌اند.

این سابقه ی تاریخی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد مساله جذب و هزینه‌کرد منابع، یک مشکل مقطعی مربوط به یک سال یا یک مدیر نیست؛ و یک ضعف ساختاری در نظام اجرای پروژه‌های توسعه‌ای استان است که به عوامل متعددی وابسته است و ضعف مدیریت تنها یکی از مشکلات در این رابطه است.
از سوی دیگر، بررسی گزارش‌های سال‌های گذشته نیز نشان می‌دهد که دستگاه‌های اجرایی خوزستان در استفاده از برخی ابزارهای تأمین مالی، از جمله اسناد خزانه، با مشکل مواجه بوده‌اند. در گزارشی درباره اعتبارات سال ۱۳۹۵، اعلام شده بود که از میان ۱۱۸ دستگاه دریافت‌کننده اسناد خزانه، تنها شمار محدودی مراحل اولیه دریافت را طی کرده بودند. بنابراین، اگر امروز همچنان درباره ی سرعت جذب منابع و کیفیت اجرای پروژه‌ها و ضعف سازمان مدیریت و برنامه ریزی خوزستان نقدی وارد می شود، باید آن را بخشی از یک مساله قدیمی‌تر نیز دانست. ضعف ظرفیت اجرایی و پروژه‌محوری در نظام مدیریت توسعه استان.
البته، امری که واقعیت دارد و زیاد به چشم می آید این است، تلاشی که مهرداد نیکو برای بقا و حفظ صندلی انجام می دهد، اگر یک پنجم این تلاش برای اداره ی امور و مدیریت بر وظایف محوله اختصاص می یافت، شاهد اضطراب و اضطرار موالی زاده استاندار خوزستان و نمایندگان خوزستان در مجلس شورای اسلامی و اهالی رسانه در پایان هر سال (مانند سال گذشته)، ناشی از نومیدی جذب اعتبارات ملی در خوزستان نبودیم!
بی توجهی به انتقادات، مخالفت با ایده های تخصصی، فاصله گیری از رسانه ها و عدم به کارگیری مشاورین متخصص و هیات علمی دانشگاه شهید چمران ( امری که در مجاورت خوزستان توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان لرستان با بهره گیری و تشکیل جلسه با اساتید خوزستانی! انجام می شود و در سازمان مدیریت و برنامه ریزی خوزستان محلی از اعراب ندارد! )، تنها بخشی از نشانه ها و علائم روشن ناکارآمدی مهرداد نیکوست؛ و مشخص نیست چرا استاندار خوزستان و مجموعه نماینده های خوزستان در برابر این ناکارآمدی سکوت اختیار کرده اند و تماشاگر فرصت سوزی چندساله و تکراری توسط ایشان هستند!
آیا در خوزستان مرد اقتصادی و مفید و کارآمد دیگری وجود ندارد که جایگزین ایشان شود؟! بدون شک وجود دارد و کافی است یادآوری کنم که در دیدارهای خصوصی با استاندار خوزستان، دست کم به چند فرد صالح و کامل و هوشمند اقتصادی با تجربه ی مفید و فراوان در این حوزه اشاره کرده ام و هشدار داده ام که در پایان سال جاری نیز ، درست مثل سال گذشته فریاد وا اسفا از دالان های استانداری بلند می شود! و ایکاش امروز برای پیشگیری از فرصت سوزی دوباره، اقدام عاجلی صورت پذیرد و مهرداد نیکو یک بار برای همیشه بدرقه و تودیع شود!

شهرام گراوندی

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

هفته نامه پیوند ایرانیان | ایران ، خوزستان ، اهواز